خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد
راوی حسین علیمیرزایی: من یک شب خواب بودم که همه جمع شدند و دارند عزاداری میکنند. وقتی درب حیاط را باز کردم، یک شتر زیبا وسط خانه آمده و نشسته و ما همه دور آن ریخته و سینه میزنیم. وقتی از خواب بیدار شدم، مطمئن شدم که برادرم شهید شده است. چون همه میگفتند: هرکس این خواب را ببیند حتماً فرزندشان شهید میشود.
ثبت دیدگاه