شناسه: 80789

عشق به جهاد

راوی غلامرضا یعقوبی: او هر زمان که پیش پدر مادر می آمد صحبت از جبهه را پیش می کشید.تا اینکه بالاخره یک روز که پیش آنها صحبت جبهه را کرده بود آنها رضایت دادند او به جبهه برود و گفتند:هر طور که طلاح می دانی عمل کن.او چندین بار به جبهه رفت.بعد از چند بار رفتن ما به او گفتیم:دیگر نمی خواهد جبهه بروی تو به اندازة حقت رفته ای جالا درست را بخوان.ایشان چون علاقة زیادی به جبهه داشت گفت:من قول می دهم که هم درسم را بخوانم و هم به جبهه بروم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه