خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی صغری یعقوبی: یک شب خواب دیدم جواد سوار بر قایقی است.قایق با سرعت می رودو او قرآن روی دستش بود. گفتم:برادر از داخل قایق نیفتی او گفت: نگران من نباش من رفتم. خدا حافظ
راوی صغری یعقوبی: یک شب خواب دیدم جواد سوار بر قایقی است.قایق با سرعت می رودو او قرآن روی دستش بود. گفتم:برادر از داخل قایق نیفتی او گفت: نگران من نباش من رفتم. خدا حافظ
ثبت دیدگاه