شناسه: 80834

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

در منی و عرفات خواب دیدم به اندازة یک قالیچه زمینی به من دادند. مادرم روی من را بوسید و به من گفت:" مادرجان، من و غلام اینجا هستیم." بعد متوجه شدم روی قبر علی یک قرآن بزرگ گذاشته اند و یک سیدی روضه می خواند و یک خانم هم نخود مشکل گشا پخش می کند که از خواب بیدار شدم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه