خاطرات نحوه مجروحيت
راوی میرزامحمد یزدی : یک شب از خواب بیدار شدم . دیدم که غلامعلی در حال دعا راز و نیاز و گریه با پروردگار خود است واین کلمات را با خود زمزمه می کند . خداوندا سالها ست در آرزوی رسیدن به تو می سوزم . از تو می خواهم هر چه صلاح می دانی نصیب این بنده حقیر بفرما . اگر صلاح می دانی زنده باشم و داغ عزیزان و همرزمانم را ببینم و در سو گشان بگریم راضی هستم به رضایت تو ،دراین صورت توفیق جهاد در راهت را نصیبم گردان و اگر صلاح من در شهادت است از تو می خواهم که زودتر این فوز عظیم را نصیبم گردان که خونم در راه آرمانهایت ریخته شود . ودر لحظه مرگ اسم عظمت را بر زبانم جاری کن .
ثبت دیدگاه