شناسه: 80898

لحظه و نحوه شهادت

در منطقه جنگی مجنون در خطی بنام کاله و پیچ مایلر مستقر بودیم که ازفرماندهی کل گردان پیغام رسید که سنگرهای کمین از نظر آذوقه در مضیقه هستند بیشتر آنان مجروح و با کمبود نیرو مواجه شده بودند من و رمضانعلی آذوقه را برداشته و بطرف سنگرهای کمین حرکت کردیم به علت نبودن خاکریز و دید کامل دشمن مورد شلیک خمپاره 60 وتیر مستقیم دشمن قرار گرفتیم . در حال پیشروی بودیم که خمپاره بین ما اصابت کرد و برادر حسن زهیری مقدم از قسمت پا مجروح که من ورمضانعلی به کمک ایشان رفتیم . تا ایشان را به طرف سنگر کمین ببریم که در حال حرکت چند خمپاره به طرف ما شلیک شد که ما ناچار زمین گیر شدیم . برادر یزدانی چفیه خود را به من داد تا پای مجروح شده ی برادر زهیری مقدم را ببندم که در همان لحظه متوجه شدم که رمضانعلی هم مجروح شده است ولی به من گفت : شما آذوقه را بردار و به سنگر کمین ببر که در همین موقع خمپاره ای دیگر درست در سمت چپ ما اصابت کرد که برادر یزدانی خودش را بر روی ما پرت نمود وکلیه ترکش های خمپاره به بدن آن شهید بزرگوار اصابت کرد که موجب شد آن عزیز به سوی خالق خود پرواز کند . روحش شاد باد .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه