قناعت و صرفه جويي
راوی صدیقه زین العابدین زاده: ایشان عضوی از سپاه پاسداران بودند و در مدتی که جبهه احتیاج به نیرو داشت از جان و ما ل خود میگذشت و در عملیاتها شرکت میکرد. در مدتی که با ایشان زندگی مشترکی داشتیم تصمیم به ساختن بنایی گرفتیم.از حقوقی که ایشان میگرفتند علاوه بر مخارج خانه مقداری هم صرف ساختن آن ساختمان میکردیم با اینکه مصالح به کار برده شده در ساختمان از لحاظ قیمت در سطح بالایی بود ولی سعی میکردند با اینکه در تنگنا و مضیقه قرار گرفته بودیم از گرفتن حقوقی که بابت جبهه رفتن به ایشان میدادند سر باز زنند. وقتی که سئوال میکردیم چرا برای گرفتن حقوق به سپاه نمیروی، لااقل این حقوق میتواند کمکی برایمان باشد، ایشان در جواب گفت:من برای رضای خدا به جبهه میروم نه اینکه خواسته باشم شرف و مردانگی خود را با پول مبادله کنم. تا این که بعد از شهادت ایشان از طرف سپاه برای تسویه حساب به منزل ما آمدند و مقداری بودجه از حقوقی که ایشان نمیگرفتند برایم آوردند. در این جا این نکته برایم مهم بود که تا این حد لازم میدانستند زندگی را به سختی پیش ببریم ولی هرگز به خاطر رفتن به جبهه و رضای خدا این مبلغ حقوق را قبول نکنند. این خاطره به من یاد داد او که اگر چه کشتی زندگیمان بر امواج پر تلاطم سختی و مشکلات پایین میرفت، اما نیک بودن و خالص بودن کارها در نزد خدا نجاتی را نیز در پی خواهد داشت.
ثبت دیدگاه