شناسه: 81030

ذکر و ياد خدا

راوی ذبیح ا.. خلیلی اول: از بچه‌های دیگر شنیدم که شب آخر حسن بعد از نماز به سجده رفت. سجده‌اش خیلی طولانی شد تا آنجا که ما شام را هم خوردیم. وقتی که سر از سجده برداشت چهره‌ای خندان و شاد داشت که ما متعجب از این رفتار و لبخند او شدیم.اما همان شب روی یک خشکی مصنوعی ایجاد شده روی آب توسط یک تیربارچی عراقی که در آنجا مستقر بود و لولة تیربارش تا مقابل حسن رسیده بود شهید شد.در دفترچة یادداشت او خواندم که نوشته بود: بالاخره آن شبی که انتظارش را می‌کشیدم فرا رسید. خدایا خودت کمکم کن که فقط برای رضای تو با دشمن بجنگم. این عبارت را که حسن بعد از آن سجدة طولانی و زیبا نوشته بود بر روی سنگ قبرش نیز حک کرده‌اند تا همگان بدانند که حتی بعد از اینکه یقین پیدا کرد به شهادت می‌رسد، با خلوص نیت از خدا خواست و خداوند نیز همواره برای وصال خودش بهترین‌ها را بر می‌گزیند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه