شناسه: 81069

تعاون و همکاري

یک روز با سطل توی حیاط خانه آب میریختم و نظافت می کردم. مهدی آقا آمد و گفت: سطل را به من بده تا کمکت کنم. سطل را گرفت و شروع کرد به آب ریختن. طوری آب میریخت که هم مقدار کمتری آب مصرف میشد وهم روی زمین تمیزتر می شد. بعد متوجه برم که ایشان به دو منظور این کار را انجام داد: اول این که کمک من کند و دوم این که نحوه نظافت را به من یاد بدهد و با این شیوه عمل کرد تا من ناراحت نشوم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه