شناسه: 81106

حرمت والدين

بعد از این که آقای هنرور من را به عقد خودش در آورده بود به علت مسأله ی کوچکی بین خانواده ما و خانواده ی ایشان اختلافاتی به وجود آمد . مهدی آقا به من گفت : برای این که اختلافات فراموش شود برای مدتی ارتباط خانوادگی مان را قطع می کنیم . در طول مدتی که ارتباطمان را قطع کرده بودیم یک روز مادر مهدی آقا مریض شد و ایشان را به بیمارستان بردند . مهدی آقا نزد من آمد و گفت : بیائید به دیدن مادرم برویم . گفتم: شما که گفتید برای مدتی رابطمان را قطع کنیم . گفت: اشکالی ندارد . برای رضای خدا باید این مسائل را کنار بگذاریم . وقتی به بیمارستان رفتیم از مسائل به وجود آمده شرمنده شدیم و این ملاقات باعث رفع اختلافات شد

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه