خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی طیبه فاضل الحسینی: " یک روز خواهر بزرگ مهدی آقا گفت: دیشب مهدی آقا را خواب دیدم به ایشان گفتم: مهدی جان کجا هستی و چه کار می کنی؟ گفت: مادر بزرگ را پهلوی خودم آورده ام ـ مادر بزرگم مدتی قبل فوت کرده بود ـ از اوضاع و احوالش در آن جا پرسیدم. چیزی نمی گفت. پس از این که چند بار اصرار کردم گفت: جای خیلی خوب و راحتی دارم. سپس از من خداحافظی کرد و رفت. در همین لحظه از خواب بیدار شدم.
ثبت دیدگاه