شناسه: 81129

نيکوکاري

راوی طیبه فاضل الحسینی: " یکی از همسایه ها روزی به من گفت: نیمه های یک شب تک و تنها از میدان شهدا با پای پیاده به خانه می آمدم. هنوز فاصله ی زیادی نرفته بودم که مهدی آقا را دیدم سلام و احوال پرسی کردم. ایشان گفت: کجا می روی؟ گفتم: به خانه می روم. از ایشان پرسیدم شما می خواهی کجا بروی؟ گفت: می خواهم به جبهه بروم. با این که مسیرش به مسیر من نمی خورد من را با اصرار زیاد سوار ماشین کرد و تا کوهسنگی برد و بعد همین مسیر را برگشت و به منطقه رفت.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه