شناسه: 81131

ديدگاه شهيد

راوی طیبه فاضل الحسینی: " یک شب مهدی آقا و خانمش را برای صرف شام به خانه مان دعوت کردم. پس از صرف شام به ایشان گفتم: برای خودمان مقداری روغن زرد خریده ام اگر شما هم می خواهید برای شما هم بگیرم. گفت: نه. گفتم: برای چه. جواب داد: به پایین شهر بروید ببینید مردم آنجا می توانند روغن زرد بخورند که من روغن زرد بخورم. بروید ببینید آنها گوشت دارند که بخورند؟! هر کار کردم قبول نکرد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه