شناسه: 81137

شجاعت و شهامت

راوی مجتبی یگانه: یکی از خاطراتی که در کربلای 5 پشتت اروند کبیر مستقر شدیم این بود که بعد از مدتی که از استقرارمان گذشت دیدم ایشان با سه تن از اسیران عراقی دارند می آیند. آنها را فقط با یک سرنیزه اسیر کرده و خلع سلاح کرده و آورده بود. وقتی علت را پرسیدیم ماجرا را گفت: فهمیدم که چند نفر پشت حصارها هستند با عجله رفتم و آنها را آوردم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه