حرمت والدين
راوی فهیمه هنرور باوجدان: یک بار بر سر یک مسأله ی کوچکی با پدر مهدی آقا بحث کردم . روز بعد که مهدی آقا به خانه آمد گفت: مامان دیشب به آقاجان چه گفتید؟ پرسیدم : برای چه ؟ گفت: با آقاجان خوب رفتار کنید . گفتم: چرا؟ مگر چیزی شده است ؟ گفت: مرد خانه بزرگ خانه است . شما نباید با آقاجان این طوری رفتار می کردید ؟ گفتم: تو آمدی و برای من بزرگتری می کنی ؟ گفت: خواهش می کنم . این حرفها چیست که می گویید . خم شد و پایم را بوسید و بعداً هم دستم را بوسید و گفت: من خیلی کوچکتر از این هستم که بخواهم به شما دستوری بدهم . از دست من ناراحت هستید . گفتم : نه برای چه ناراحت بشوم .
ثبت دیدگاه