عشق به ائمه اطهار
راوی حبیبه داوری: یادم است روزی که پسرم شهید عباس وفایی برای سومین بار قصد رفتن به جبهه را داشت به پیش من آمد تا خداحافظی کند من به او گفتم شما همسرت حامله است صبر کن تا فرزندت به دنیا بیایید و فرزندت را ببینی بعد بروی . اما او به من گفت : مادر جان شما که از ام لیلا مادر حضرت علی اکبر و حضرت زینب بالاتر نیستید آنها عزیزانشان را فدای اسلام کردند. من که خاک پای امام حسین (ع) هم نمی شوم لااقل شما مثل حضرت زینب عمل کنید و عزیزت را فدای اسلام کن و اگر من به جبهه رفتم و شهید شدم برای دوری و شهادت من گریه نکنید برای مظلومیت خاندان رسول ا... گریه کنید و مواظب زن و فرزندم باشید و امیدوارم که فرزندم اهل صالح باشد و راه مرا پیش بگیرد از ما خداحافظی کرد و عازم جبهه شد و دیگر بر نگشت .
ثبت دیدگاه