شناسه: 81575

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

یکدفعه پسر عزیزم محمد را در خواب دیدم که لباس سفید رنگ و زیبایى بر تن داشت و به خانه آمده بود به او گفتم پسرم تو که به شهادت رسیده بودى اینجا چه مى‏کنى؟ گفت: نه من به شهادت نرسیده‏ام فقط آمده‏ام تا حال شما را بپرسم و خبرى بگیرم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه