شناسه: 81663

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

هنوز چهلم ابراهیم نرسیده بود یک شب خواب دیدم که در یک مکان بلندى ایستاده و در قسمت پائین‏تر نهر آبى جاریست و عکس فرزندم را روى آب دیدم و به همراه تعداد عکسهایى دیگر از شهداء روى آب حرکت مى‏کردند به طرف نهر حرکت کردم تا عکس را بگیرم ناگهان متوجه شدم از پشت سرم یکى صدا مى‏زند سرم را برگرداندم دیدم فرزندم مى‏گوید مامان، مامان گفتم جان مامان گفت سمت راستت را نگاه کن تا نگاه کردم دیدم بوته‏اى چمهن بزرگ است و یک آقاى نورانى آنجا ایستاده که تمام منطقه از نورش روشن است رفتم جلو دامنش را گرفتم و گفتم بچه‏ام را مى‏خواهم گفتند نه چه نذر و چه حاجتى دارى گفتم فقط بچه‏ام را میخواهم گفت: از خداوند میخواهم تا وقتى تو را نیامرزیده از دنیا نبرد گفتم شما امام زمان)عج( هستید فرمودند: بله تا خواستم سرم را بلند کنم که ببینمش از خواب بلند شدم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه