خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد
راوی کبری سالاری: شب قبل از اینکه خبرشهادت پسرم حسن نیازی را به بدهند در خواب دیدم که دور تا دور خانه را صندلی ومیز چیده اند وهمه جا را نورانی نموده اند ودرست مثل اینکه مجلس عروسی برگزار شده باشد.وما حسن را داماد کرده باشیم.در این میان یکی از مهمانها از جا بلند شد وگفت: شما که فرزندانتان را داماد کرده اید آیا میدانید عروسی چه کسی است؟ من در جواب او گفتم: عروسم هر کسی باشد پسرم انتخاب کرده و او بهتر می داند که چه کار بکند.دوباره گفت: شما میدانستید او با یک حوری بهشتی ازدواج کرده؟ یکدفعه من به خودم آمدم و حسن را دیدم که با آن حوری بهشتی پرواز کرد و از آنجا دور شد روز بعد هنوز چیزی از صبح نگذشته بود که خبر شهادت فرزندم را به من دادند.
ثبت دیدگاه