آخرين وداع با خانواده
سوم عید به مرخصی آمده بود قرار بود تا آخر عید پیش ما بماند بعد از دو سه روز رفت و از تمام اقوام خداحافظی کرد و به من گفت : مادر اینبار می روم و بیست روز دیگر برمی گردم و دیگر به جبهه نمی روم و بعد پیشانی مرا بوسید و رفت به من الهام شد که این دفعه برود شهید می شود چون سابقه نداشت موقع رفتن با من اینطوری خداحافظی کند .
ثبت دیدگاه