پيش بيني شهادت
راوی شیرا.. شاد : یک روز همسرم یک قالی نو خرید و به خانه آورد بلافاصله آن را پهن کرد و به رویش نشست و بعد به من وخواهرش گفت: این اولین و آخرین مرتبه است که من بروی این قالی می نشینم.من گفتم:چنین حرفی نزن علی در جواب من گفت:مادر همه الأن به فکر شهادت هستند ولی شما به فکر زندگی کردن پس از مدتی که به جبهه رفت خبر شهادت او را آوردند.
ثبت دیدگاه