ايثار و فداکاري
راوی حسین علی روحانی : یکی از دوستان علی می گفت: یک شب در تهران بر اثر مریضی نتوانستم بخوابم علی تا صبح پهلوی من نشست و نخوابید. من گفتم: علی جان برو بخواب تو خسته ای ایشان گفت: نه من همینجا هستم و نمی خوابم شاید تسکینی برای درد شما باشد.
ثبت دیدگاه