عشق به جهاد
فرزند عزیز شهیدم محمد وقتى مىخواست به جبهه برود خودش مستقیماً به من نگفت که مىخواهد به جبهه برود چون خجالت کشیده بود به برادرش جواد گفته بود و جواد به من گفت محمد مىخواهد به جبهه برود و رویش نمىشود که به شما بگوید بعداً من به ایشان گفتم باباجان اگر مىخواهى بروى برو اما صبر کن مدرسه تعطیل شور درسها تعطیل شود تابستان بر روى او گفت در جبهه هم مىشود درس خواند. یک روز صبح زود خودم با موتور او را به شهر بروم و در بسیج ثبت نام کرد و به جبهه رفت و به شهادت رسید.
ثبت دیدگاه