شناسه: 82955

خواب و روياي شهيد

راوی لیلا نخعی : آخرین مرخصی که فرزندم آمده بود قبل از اعزام به جبهه خوابی را که دیده بود اینگونه نقل می کرد : مادر جان دیشب خواب دیدم که سر کوه بلندی درمنطقه میمک رفته ام و شهید سرافرازی -از دوستان و همشهریان بود- ملاقات کردم هنگام خداحافظی شهید به من گفت: نمی خواهد خداحافظی کنی این دو زن را ببین یکی برای تو عقد کرده ام و یکی برای خودم. تا نگاه به آن دو زن کردم دلم را باختم، خیلی زیبا و نورانی بودند، شهید گفت: هوریه اند و آنها را به هر کسی نمی دهند ، من که دلباخته آنها شده بودم ، به شهید گفتم دیگر بر نمی گردم و از خواب پریدم . فکر کنم مادر جان این آخرین خداحافظی باشد و همان گونه هم شد . رفت و بعد از سه روز جنازه اش را آوردند ، اتفاقا ترکش به قلبش خورده بود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه