شناسه: 82958

خواب و روياي شهيد

راوی لیلا نخعی : فرزندم غلامعلی در آخرین مرخصی و شب قبل از اعزام، خوابی دید که اینگونه آن را نقل کرد: مادر جان دیشب خواب دیدم که سر کوه بلندی در منطقه میمک رفته‌ام و شهید سرافرازی را که از دوستانم بود ملاقات کردم. هنگام خداحافظی شهید به من گفت: نمی‌خواهد خداحافظی کنی. این دو زن را ببین. یکی را برای تو عقد کرده‌ام و یکی را برای خودم. تا نگاهی به آن دو زن کردم دلم را باختم، خیلی زیبا و نورانی بودند شهید گفت: آنها حوریه‌اند به هرکسی نمی‌دهند. من هم که دل باخته آنها شده بودم به شهید گفتم دیگر برنمی‌گردم. در همان لحظه بود که از خواب پریدم. مادر جان فکر می‌کنم این آخرین خداحافظی باشد و همانگونه هم شد. رفت و بعد از سه روز جنازه‌اش را برایمان آوردند. اتفاقاً ترکش هم به قلبش اصابت کرده بود که به آن حوریه باخته بود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه