علاقه مندي و تقيد به ورزش
راوی سید محمود موسی نژاد : یادم هست یک روز با بچه های محلمون فوتبال بازی می کردیم و برادرم علیرضا هم با ما فوتبال بازی می کرد نزدیک اذان ظهر بود و من توپ را برداشتم و به ایشان گفتم برویم برای خواندن نماز ظهر. ایشان رو به من کرد و گفت: تو خسته شدی بچه ها که خسته نشده اند توپ را در اختیار آنها بگذار و هر موقع که خسته شدند توپ را می آورند.
ثبت دیدگاه