شناسه: 84092

نفوذ و تاثير کلام

راوی حسن مشهدی پور: یکی از خاطراتی که از ایشان دارم مربوط به زمانی می شود که هر دوی ما در جبهه بودیم و آن زمان قبل از عملیات بوده و عده ای از کسبه به پادگان که ما در آنجا بودیم آمده بودند و از ما پذیرایی می کردند یکی از آنها در همان زمان کوتاه علاقه شدیدی به ایشان پیدا کرد و دائماً پای صحبت محمد علی می نشست و به حرفهای ایشان با دل و جان گوش می داد او گفت ک حرفهایی که تو می زنی هیچ کس طی 69 سالی که من عمر کرده ام به من نگفته است او چنان مرید محمد علی بود که پشت سر ایشان به نماز می ایستاد ایشان به محمد علی پیشنهاد ازدواج با دخترش را داده بود ولی محمد علی رد کرده بودند و می گفت شاید این کار باعث شود تا از مبارزاتم باز بمانم در طی عملیات که ایشان مجروح شدند وقتی ایشان را به بیمارستان آوردند آن حاجی به ملاقات ایشان امد و محمد علی به ایشا ن گفتند .خدا عاقبت ما را به خیر کند که هنوز پاک نشدیم .شاید هنوز وابستگی دنیوی داریم که سعادت شهادت را نیافتیم .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه