خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی حسن اسدی: بعد از شهادت حسین یک شب در جبهه که بودم خواب دیدم حسین به خانه ی ما آمده و به من گفت چرا ناراحتی؟ گفتم: با این همه از خود گذشتگی و فداکاری که رزمنده ها در جبهه ها انجام می دهند ولی در جامعه یک سری مسائل بدی وجود دارد که باعث آزار من شده است ایشان رو به من کرد و گفت: بیا با هم پیش امام برویم تا از ایشان سئوال کنیم. با هم به حضور امام رسیدیم وقتی ایشان ماجرا را برای امام بازگو کرد. آقا گفتند: غصه نخورید و راهتان را ادامه دهید مشکلات به خودی خود حل می شود از پیش امام که بر می گشتیم، از خواب بیدار شدم.
ثبت دیدگاه