شناسه: 84494

لحظه و نحوه شهادت

راوی رضا علیپور : شب قبل ازشهادت حاج محمد تقی مددی ، من از ماشین پرت شدم و پایم شکست بطوریکه نمی توانستم راه بروم (در آن زمان از توپخانه به گردان ادوات رفته بودم) شب بعد (یکی دو ساعت قبل از شهادت حاج محمد تقی مددی بود) داخل سنگر ادوات در کنار بقیة بچه ها نشسته بودم. برادر مددی داخل سنگر آمد و گفت : برادر علیپور سنگر ما خلوت تر است بیا آنجا برویم. گفتم : نه ، حالا که در جمع دوستان هستیم و می خواهم همین جا بمانم. حاج محمد تقی مددی بعد ازاینکه زیاد اصرار کرد و من همراهش نرفتم رو به من کرد و گفت : پس من می روم ، چون جلوی سنگر ما را توپخانه دشمن می زند و ماشین را با ید به داخل سنگر ببرم بعد می آیم. سریع کفشهایش را پوشیدو رفت. بعد از یک ساعت گلوله خمپاره به بالای سنگر حاج محمد تقی خورده و ایشان مجروح شده بودند. زمانیکه خبر شهادت ایشان را به من دادند دو دستی به سرم زدم و با همان پای آسیب دیده ام خودم را به بیمارستان رساندم در آنجا گفتند: به علت کوهستانی بودن منطقه ایشان را با هلیکوپتر انتقال داده اند. بعداً فهمیدم که ایشان در حین انتقال به شهادت رسیده اند.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه