شناسه: 84520

تواضع و فروتني

راوی بتول رستگار مقدم : یک روز پسرم محمد تقی به من گفت: مادر این عکس دوستم را می بینی( عکس یکی از دوستانش را که لباس بلندی پوشیده بود نشان داد) ایشان زمانیکه زنده بود و قبل از شهادتش در جبهه دو مرتبه امام زمان (عج) را دیده بود. گفتم: مادر شما هم یک چیزی تعریف کن، چرا تا بحال هیچ وقت حرفی برای ما نگفته ای؟ گفت:‌ مادر جان، من گناهکارم، حال شما می خواهید با آن دوستم یکی باشم یعنی من هم با این چشمان گناهکارم امام زمان (عج) را ببینم. هیچوقت این طوری نمی شود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه