پيش بيني شهادت
یک روز وقتی از جبهه آمده بود با همدیگر به یکی از امام زاده های نزدیک روستایمان رفتیم و در آنجا نهار خوردیم وبرگشتیم. و فردای آن روز می خواست به جبهه برود که گفت : این آخرین دیدار من با شما می باشد ودیگر برادرتان به مرخصی نمی آید و درآن دنیار مرخصی همیشگی می گیرم.
ثبت دیدگاه