توصیه های شهید
به روایت از معصومه رزاقی : زمانی که فرزندم سهراب خواست به جبهه برود و تصمیمش قطعی شده بود که به جبهه برود. به ایشان گفتم: مادر جان کجا میخواهی بروی؟ گفت: مادر جان میخواهم برای دفاع از ملت، اسلام و ناموسم به جبهه بروم و هیچکس هم نمیتواند تصمیم را عوض کند. فقط از شما خواهشی دارم گفتم: چه خواهشی؟ گفت: از شما میخواهم بعد از اینکه خداوند شهادت را نصیبم کرد برای من گریه نکنید، من هم به او قول دادم که گریه نکنم و خداحافظی کرد و رفت.
ثبت دیدگاه