شناسه: 85825

توجه به امر ازدواج

یادم می آید یک روز قاسم پیش من آمد و گفت: عمو، چون من به سن تکلیف رسیده ام و ازدواج نیز برای من لازم شده است لذا قصد دارم ازدواج نمایم تا که از گناه دور باشم لذا از شما تقاضا می کنم که قدم بگذارید و به خواستگاری برای من بروید.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه