دقت در حلال و حرام
راوی سید ابراهیم کهنه ای: یادم هست یک روز که با فرزندم به درو رفته بودیم نزدیک ظهر بود و خیلی تشنه شده بودیم من رفتم از زمین کناریمان که پالیز بود چند تا هندوانه چیدم و آوردم که با ایشان بخورم ولی ایشان نخورد و گفت: پدر جان شاید صاحب این پالیز راضی نباشد که ما این هندوانه ها بخوریم و من نمی خورم چون حرام است و ایشان چای خورد.
ثبت دیدگاه