شناسه: 86221

ايثار و فداکاري

یادم می آید یک روز در جزیره مجنون بودیم به ایشان گفتم: وضعیت تغذیه چطور است؟ گفت: بیا من همه چیز دارم. وقتی نگاه کردم دیدم مقداری نان خشک و ماست چکیده و کمپوت داشت. گفت: من نمی خورم شما بخورید. چون ما 48ساعت در پاتک بودیم و چیزی نخورده بودیم و ایشان هم سهم خودش را به دوستانش می داد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه