آخرين وداع با دوستان
یک روز ایشان نزد من آمد و گفت: من می روم و ایشان مقداری پول و کاغذ به من داد و حلالیت طلبید و گفت: من شهید می شوم و خداحافظی کرد و گفت: نماز سروقت یادت نرود و اگر مرا ندیدی مرا ببخش و سفارش کرد که امام را تنها نگذارید و وسایل را به پدرم بدهید و بگویید که مرا ببخشد.
ثبت دیدگاه