شناسه: 86675

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی محمد اسد نژاد: به خاطر دارم در مراسم شهید کریمی نزدیک اذان مغرب بود که حمیدرضا از مراسم خارج شد . به او گفتم : کجا می روی ؟ گفت : مگر نمی دانی که وقت نماز است و با صحبت و خوش خلقی که داشت مرا هم به نماز دعوت کرد و در سنی قرار داشت که بدون هیچ گناهی به فیض شهادت نائل آمد.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه