شناسه: 87194

خواب ورویای دیگران در مورد شهید

روزى در بیابان بر اثر خستگى زیاد خوابم برد در عالم خواب برادرم سید محمد را دیدم که آمد اما خبر داشتم که شهید شده است دیدم بسیار سرحال و خرم است گفتم سید محمد از کجا مى‏آئى گفت آمده‏ام از شما خبر بگیرم و بروم تنها خواهشم از شما اینست که راهم را ادامه دهید و پیرو ولایت باشید. گفتم: اگر از دستمان برآید ما که حرفى نداریم اما تو به حرف ما نکردى و رفتى گفت الان من هم بد ندیدم و جایم خیلى خیلى خوب است. اصلاً به یک دفعه فکر کردم که بیدارم و نشسته‏ام در جلویش و از خواب بیدار شدم. و با او همچنان صحبت مى کردم یک مرتبه از ذهن من پنهان شد و کاملاً از رویا و خواب پریدم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه