عشق شهادت
7- در شهریور ماه سال 66 خبر شهادت برادران شهید عزیزمان عبدالله الهی که از زمان عملیات بدر مفقود شده بود، و محمد الهی که در منطقه ایلام به شهادت رسیده بود به خانواده اعلام شد که آنها را بعد از تشییع در گلزار شهدای روستای کلات شهرستان اسفراین به خاک سپردیم. حدود چهل روز از شهادت آن عزیزان گذشته بود که محمد قربانی از جبهه آمده بود، و در منزل متوجه شهادت آن دو عزیز شده بود، که در حضور جمعی از خانواده دست به طرف آسمان بلند کرد و گفت: " خدایا مرا هم به همین زودی جزء شهدا قرار بده و با همان تابوتی که شهید محمد الهی تشییع شده، مرا هم تشییع کنند." چند روزی در شهرستان ماند، و مجدداً به منطقه اعزام شد و طولی نکشید به شهادت نائل آمد و خداوند دعای او را قبول نمود. و در تاریخ پنجم آذر ماه 66 خبر شهادتش را به خانواده دادند، و در ششم آذر ماه پیکر مطهر او تشییع گردید. ولی وقتی که تابوت شهید روی دست مردم بود، من یک لحظه به یاد دعای شهید که در منزل کرده بود افتادم که گفت: " خدایا مرا هم به همین زودی جزء شهدا قرار بده و با همان تابوتی که شهید محمد الهی را تشییع کردند مرا هم تشییع کنند." لذا متوجه شدم که خداوند تبارک و تعالی دعای او را استجاب کرده و ضمن شهید شدن با همان تابوتی که دوست مهربان و دلباخته با آن تشییع شده بود، پیکرش تشییع گردید.
ثبت دیدگاه