خاطرات سیاسی
جواد تقریباً ده ساله بود که اعلام کردند: امروز ذاهپیمایی است. به ایشان گفتم: تو در خانه بمان و مواظب بچه ها باش. تا من به راهپیمایی بروم. گفتک باشه من رد خانه می مانم. من به راهپیمایی رفتم وقتی که به حرم رسیدم دیدم جواد هم آنجاست گفتم: مگر تو قرار نبود در خانه بمانی، چرا بچه ها را رها کردی؟ در جواب گفت: « شما بهشت را برای خودت می خواهی؟»
ثبت دیدگاه