شناسه: 87756

استقامت و پایداری

به روایت از سیدمحمود قاسمی : بعد از اینکه علیرضا از عملیات نصر یک آمد به او گفتم: برادر بر شما چه گذشت. ایشان گفت: برادر فقط من به شما بگویم. بعد از اینکه عملیات انجام شد حدود یک هفته به ما آب و غذا نرسید. زیرا ما در ارتفاعات صعب العبوری قرار داشتیم و این امر باعث شده بود که تدارکات و پشتیبانی کمتر به ما برسد و حتی می خندید و می گفت: ما خلاصه کارمان شده بود سبزی خوردن و استفاده از سبزیهای کوه و بیابانها. می گفت: اینها را که می خوردیم واقعاً کیف می کردیم. اینها را که می خوردیم می گفتیم: واقعاً ماها که در پشت جبهه هستیم قدر نعمت را نمی دانیم. می گفت: وقتی که این سختیها را می چشیدیم هنگام راز و نیاز خدای خود را شکر می کردیم. خدا را شکر می کردیم که به ما توفیق دادی که ما هم چند روزی را در بدترین وضعیت بگذرانیم و واقعاً می گفت: که شاید بهترین دوران زندگی ما همین چند روزی بود که سختی کشیدیم.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه