بدون عنوان
به روایت از سیدمحمود قاسمی : (ادامة صفحة 46 در برگه ها) بود که رفتارش با قبل تغییر کرده بود و مورد توجه اهل محل و دوستانش قرار گرفته بود. او نوبت بعد با روحیه ای سرشار از ایمان و عشق به دفاع از انقلاب اسلامی رهسپار جبهه شد و در کوههای سر به فلک کشیدة کردستان در شرایطی بسیار سخت با تنی چند از همرزمان خود نبرد با ؟؟؟ پرداخت و سرانجام در حالی که همة همرزمان خود را سفارش به کار در راه رضای خدا می کرد در کنار ارتفاعات ما وحدت مقارن شهر روز دوّم شهریور ماه سال 1366 مصادف با دوّم محرم الحرام در حال خواندن آیه های وحی بعد از نماز بر اثر اصابت ترکش به پشت سر به سجده افتاده و اوراق قرآن به خون ؟؟؟ رنگین شده لحظاتی نگذشت به وصال معبود خود که مشتاقانه دنبالش بود رسید. و پیکرش پس از چند روزی به شهرستان بیرجند منتقل شد و شب قبل از تشییع بنا به وصیتش در مسجد گذاشته شد و طی مراسمی با شکوه در گلزار شهدا دفن گردید . روحش شاد
ثبت دیدگاه