خبر شهادت
قبل از شهادت سید علی شبی در ساعت سه نیمه شب ناگهان بخاطر نگرانی از آینده از خواب پریدم و از اضطراب و دلشوره اشک می ریختم با خدای خودم گفتم : خدیا من بچه هایم را صحیح و سالم به جبهه فرستادم و از تو می خواهم سالم برگردانی ولی درعین حال اگر شهادت نصیب بچه های من شود ناشکری نمی کنم بعد نماز خواندم و صدقه ای را کنار گذاشتم در همان لحظه کبوتری ازاین طرف دیوار حیاطمان به آن طرف دیوار پرواز کرد وبعد از مدت کوتاهی خبر شهادت سید علی را آوردند .
ثبت دیدگاه