ناظر و شاهد بودن شهید برامور
بعد از شهادت سید علی یک شب خواهرش خواب می بیند که سید علی به منزل آمده از او می پرسد چرا آمدی؟ او که شهید شده بودی و ما پیکر تو را به خاک یپردیم. سید علی در جوابش گفته بود: مگر نمی دانی خواهرم که شهید زنده است. من هفته ای یکبار از شما سر می زنم و شما را می بین ولی شنا نمی توانید مرا ببینید.
ثبت دیدگاه