حلاليت طلبي
راوی مریم فرجی: به خاطر دارم زمانی که برادرم محمد مهدی فرجی می خواست به جبهه برود هنوز 3 روز دیگر باقی مانده بود یکی روز که در خانه نشسته بودیم . ایشان رو به من کرد و گفت : مریم جان مرا حلال کن . اگر به جبهه بروم .دیگر بر نمی گردم . گفتم : خدا نکند . ما به شما احتیاج داریم . به من گفت : از شما می خواهم در مورد این قضیخه به مادر و پدر چیزی نگویید . و بعد از اینکه به جبهه رفت به فیض شهادت نائل آمد.
ثبت دیدگاه