شناسه: 88464

خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

یک شب خواب دیدم حمید پسرم از بام حسینیه افتاد و از زیر گلویش خون می آمد ترسیدم و دلهره عجیبی در دلم افتاد . از خواب که بیدار شدم برای اینکه بتوانم از او خبری بگیرم به هر جایی که توانستم رفتم از جمله بسیج ولی نتوانستم خبری از او بگیرم و بعد از یک ماه خبر شهادتش را برایم آوردند . 1926. محمد حسین پاسدار به یاد دارم در آخرین صحبتهایش گفت : دو روزی می شود که ایران پیروز شود و ما جانشین بگیریم و همه قدردان این انقلاب باشند و گفته های امام را مو به مو اجرا کنیم که مبادا امام نگران شوند .

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه