شناسه: 88663

بدون عنوان

شوهرم اصلاً در جريان جنگ سوريه نبود. پسرعمويش از افغانستان آمد و گفت مي‌خواهم براي اعزام به سوريه ثبت‌نام كنم و حميد را هم در جريان گذاشت. من راضي به رفتنش نبودم. به من گفت مي‌خواهم به عنوان مكانيك بروم. فكر كردم راست مي‌گويد ولي در ميانه راه زنگ زد و گفت به عنوان نيروهاي كمكي رزمي به سوريه مي‌روم. من هم گفتم ايرادي ندارد و فقط مراقب خودت باش. در مدتي كه به سوريه رفته بود اخلاقش خيلي فرق كرده بود.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه