شناسه: 89067

ارزش شیعه برای عقایدش

نقل از دخترشهید:وقتی پدرم شهید شد من پنج سال داشتم من خاطرات زیادی از پدرم به یاد ندارم. هنوز صدای پدرم که دعای توسل را بلند می‌خواند در گوشم زمزمه می‌کند مادرم به او می‌گفت حسین آرام تر بخوان اما پدرم جواب می‌داد با صدای بلند می‌خوانم تا همسایه‌های مان بدانند که شیعه‌ها چقدر برای عقاید خود ارزش قائل‌اند تا برای همسایه‌ها که سنی بودند نیز تبلیغ دین اسلام باشد. یکی دیگر از خاطرات من این است که ایام عاشورا مادرم نذری زرشک پلو با مرغ درست می‌کرد.

پدرم می‌گفت روی همه ظرف‌ها "یا حسین " – "یا ابوالفضل " بنویسید و بعد پدرم و من آن‌ها را بین همه همسایه‌ها که سنی نشین بودند پخش می‌کردیم. شب‌های عاشورا همه خانواده به حسینیه سنندج می‌رفتیم و برای امام حسین و یارانش عزاداری می‌کردیم. هنوز سینه زدن پدرم را در شب‌ها فراموش نکرده‌ام.

مطالب پیشنهادی

ثبت دیدگاه