تیر خلاص
راوی همکارشهید: در کمین اشرار گیر افتادیم. منطقه وسیع و دور افتاده بود و بیسیم ها جواب نمی دادند. از گروه یازده نفره مان همگی زخمی یا شهید شده بودند. من هنوز بیهوش نشده بودم که دیدم سه نفر موتور سوار دارند به ما نزدیک می شوند. هر سه مسلح بودند و سرو صورتشان پوشیده بود. سرم را انداختم پایین و سعی کردم آرام تر نفس بکشم. آمدندو به تک تک بچه ها تیر خلاص زدند. از یازده نفر فقط من زنده ماندم...
ثبت دیدگاه