اخلاق
راوی همسرشهید:همیشه همراه همسرم خوش اخلاق و قدردان بود. مراعات حال من را توی زندگی میکرد. با اینکه خودش پلیس بود و دغدغههایش زیاد اما هیچوقت نخواست جلوی پیشرفتهای من را بگیرد. من آن موقع پژوهشگر بودم. کارهایم زیاد بود و فشار کار و خانه اذیتم میکرد. هربار که خسته میشدم و برایش زنگ میزدم و اظهار ناراحتی میکردم، سریع خودش را میرساند. با شاخهای گل به خانه میآمد و آنقدر کمکم میکرد که قلبم پر از شادی میشد. شهید صمد بیات همکار همسرم شب قبل شهادت ایشون خوابی دیده بودند و به علت نگرانی زیاد در پی شماره شهید بیات بودند که چندبارم زنگ زدن گوشی همسرم خاموش بود که دقیقا همان روز بود که همسرم شهید شده بود. تو خونه همیشه سعی می کرد بچه ها را منضبط تربیت کنه و دقیقا شب اخر پیش بچه ها خوابید.خیلی به من در کارهای خونه کمک می کرد و هر وقت زنگ میزدم و ابراز ناراحتی می کردم همیشه با یه شاخه گل می آمد منزل و به من کمک می کرد. از همکارانش شنیده بودم که پیش بینی این را می کرده که یه روزی در یکی از این ماموریت ها این اتفاق برایش بیفتد ولی خودم هیچوقت ازش نشنیدم و به ما نمی گفت.در دورانی که دانشکده پلیس رفتند کمربند مشکی جودو داشتند و همیشه در اداره ورزش صبحگاه انجام می دادند.همسرم همیشه در ولایت پذیری و نظام پایبند بود و خیلی این امر برایش مهم بود.
ثبت دیدگاه